در غریبانه ترین لحظه های تنهایی خویش چشمانم را که در ان دریای از محبت موج می زند
به تو خواهم بخشید تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی

در غریبانه ترین لحظه های تنهایی خویش چشمانم را که در ان دریای از محبت موج می زند
به تو خواهم بخشید تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی




امروز تولد دوست قدیمیم اومدم تا نگه بی معرفتم
دوست عزیزم تولدت مبارک
همه به مناسبت تولدت اینجا خوشحالن نگاه کن





اینارم استخدام کردم تا برات شعر تولد بخونن


تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک


تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
























خب حالا چرا ناراحت میشی الان کیک میارم
به خدا کادوتم میدم یه دقیقه صبر کن

اینا هم دعوت شدن می بینی چه قدر خوشحالن
حالا نوبت کادوء

نه بابا خواهش میکنم قابلی نداره که
My heart is receptacle of all forms,
قلب من پذيراي همه صورتهاست
My heart is a meadow for the wild deer,
قلب من چراگاهيست براي غزالان وحشي
A convent for the Christian,
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
A temple for idols,
و معبدي است براي بت پرستان
And a Kaba for the Moslem pilgrim,
و كعبه اي است براي حاجيان
My heart is the Tables of Torah,
قلب من الواح مقدس تورات است
And the book of Koran,
و كتاب آسماني قرآن
My religion is love,
دين من عشق است
Wherever its steed may take me.
و مركب عشق مرا به هر كجا خواهد سوق مي دهد
And this my creed And this is my faith.
مذهب من و اين است ايمان و

امشب در خلوت
تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم
کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند
تا بدانی که بی تو چه می کشم...
کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو
رودی از اشک به راه انداخته ام...
و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من
به تو این پیغام را می رساند که:
امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته
در حال فروریختن است....

اخرین برگ ابن درخت هم به خاک نشست
بی آنکه بدانم
بی آنکه شاد باشم یا غمگین
ناباوری سنگین در چشمهایم
مبهوت
..........
...........
چگونه ممکن بود
آخرین امید هم به خاک نشست
من به فکر فرداها
بی بهانه زندگی کردن
بی بهانه خواندن
بی بهانه پرواز کردن
جوی باریکی که مرا به حقیقت رساند
فردا روز دیگری است و دیگر روزی است
امتحانی دیگر
...........
............
چرا همیشه فکر می کنم کسی را دارم که به او دل ببندم ؟!
فردا روز دیگری است
آخرین امید هم به باد.........
مانده ام از فردا نفس خواهم کشید ؟!
حرف خواهم زد ؟!
به یاران نوید آزادی خواهم داد؟!